جعفر شهرى باف

19

طهران قديم ( فارسى )

اوقات غير مجاز فقط با راضى ساختن دروازه‌بانان و دادن پول چاى و دست‌لاف « 18 » و مانند آن مىتوانستند عبور و مرور بكنند و در غير اين صورت اجبار بود كه تا باز شدن آنها معطل بشوند . دو اتاقى كه در دو طرف اين دروازه‌ها ساخته شده بود يكى براى مأمورين نواقلى ( اخذ عوارض ) و يكى جهت دروازه‌بانان بود كه بستن و گشودن دروازه‌ها را در اختيار داشتند و هر مسافر تازه‌وارد را الزام بود كه با اين دو دسته برخورد داشته باشد . وظايف دروازه‌بانان نظارت در احوال آيندگان و روندگان و در صورت دستور ، تفتيش بدنى و تحقيق و تجسس در احوال ايشان و تكاليف مأموران نواقل دريافت عوارض از بار و مركب مسافران بود كه از مشاغل پر درآمد دستگاه دولت بشمار مىآمد . عوارضى كه از ورود و خروج هر بار و مسافر دريافت مىگرديد عبارت بود از : صد دينار ( يك دهم ريال ) براى هر لنگهء بار الاغ و يك عباسى ( دو دهم ريال ) براى هر لنگه بار قاطر و پنج شاهى ( ربع ريال ) براى هر لنگه بار شتر ، ايضا دو قران جهت هر درشكه « 19 » و سه قران ( ريال ) براى هر كالسكه « 20 » و چهار قران براى هر دليجان « 21 » و پنج قران براى هر گارى پستى « 22 » و يك تومان ( ده ريال ) جهت هر

--> ( 18 ) . رشوه . ( 19 ) . وسيله چهارچرخه‌اى با سقف كروكى و چرخهاى لاستيكى با ظرفيت دو مسافر و يك درشكه‌چى كه در خارج اطاق مسافر قرار مىگرفت و بوسيلهء دو اسب حركت مىكرد . ( 20 ) . شبيه درشكه با اطاقى مربع شبيه اطاق اتومبيلهاى سوارى اوليه با قرار داشتن كالسكه‌چى آنها در خارج كه با دو يا چهار اسب كه كنار هم و شش اسب كه دو به دو پشت سر هم بسته مىشدند حمل مسافر مينمود . ( 21 ) . چهارچرخهء مسقف بزرگترى با ظرفيت شش يا هشت مسافر كه باربندهايى در سقف و پشت جهت بار مسافران داشت و با چهار اسب پهلوى هم كشيده مىشد كه در اين وسيله نيز سورچى در خارج از دليجان قرار مىگرفت و جهت مسافرتهاى دور به كار برده مىشد . ( 22 ) . گارىهاى چهارچرخهء روپوش‌دارى با دو چرخ كوچكتر و دو چرخ بزرگتر در عقب كه جزء وسائط سريع السير بشمار مىآمد و در حمل و نقل بار و محصولات پستى به كار مىرفت و ساعتى شش تا هشت كيلومتر راه ميپيمود .